کد خبر : 23307
تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۸

یادداشت: نهاد اسماعیلی منش

دستفروشی در اهواز؛ مسئله‌ای که با جمع‌آوری از خیابان ناپدید نمی‌شود

دستفروشی در اهواز؛ مسئله‌ای که با جمع‌آوری از خیابان ناپدید نمی‌شود

دستفروشی در اهواز از چند بساط پراکنده فراتر رفته و به مسئله‌ای هم‌زمان اقتصادی، اجتماعی و شهری تبدیل شده است؛ *مسئله‌ای که آمار ۶ هزار و ۳۶۳ دستفروش در سال ۱۴۰۲ و تجربه تلخ زیتون کارمندی نشان می‌دهد، با برخوردهای مقطعی حل نخواهد شد.   به گزارش پایگاه خبری هنر قلم و به نقل از

دستفروشی در اهواز از چند بساط پراکنده فراتر رفته و به مسئله‌ای هم‌زمان اقتصادی، اجتماعی و شهری تبدیل شده است؛ *مسئله‌ای که آمار ۶ هزار و ۳۶۳ دستفروش در سال ۱۴۰۲ و تجربه تلخ زیتون کارمندی نشان می‌دهد، با برخوردهای مقطعی حل نخواهد شد.

 

به گزارش پایگاه خبری هنر قلم و به نقل از پایگاه خبری واژه های آنلاین، «نهاد اسماعیلی منش»؛ دستفروشی در اهواز دیگر صرفاً حضور چند فروشنده در گوشه‌ای از پیاده‌رو نیست. وقتی در سال ۱۴۰۲ شهرداری از وجود ۶ هزار و ۳۶۳ دستفروش در شهر خبر می‌دهد و اعلام می‌کند تنها یک‌هزار و ۱۵ نفر از آنها ساماندهی شده‌اند، با مسئله‌ای گسترده مواجهیم که نمی‌توان آن را صرفاً با جمع‌آوری بساط‌ها از معابر پاسخ داد.

این پدیده طی دو دهه گذشته نیز تغییر کرده است؛ دستفروشی که زمانی برای بخشی از *اقشار کم‌برخوردار راهی برای تأمین معاش بود،* امروز شکل گسترده‌تری پیدا کرده و در برخی نقاط از حضور موقت به استقرار نسبتاً ثابت در معابر و پیاده‌روها رسیده است.

 

⬅️اما سؤال مهم‌تر این است: چرا با وجود سال‌ها طرح و وعده ساماندهی، هنوز دستفروشی در اهواز یکی از مسائل حل‌نشده شهر است؟

 

در دوره مدیریت رضا امینی نیز شهرداری از ساماندهی چند بازارچه سخن گفت و در سال ۱۴۰۲، پنج بازارچه از جمله جمعه‌بازار، بازارچه صدف، خیابان نادری و بازارچه ملاشیه در این برنامه قرار داشتند.

 

نمونه قابل تأمل‌تر، زرگان است؛ جایی که برای ایجاد بازارچه دائمی دستفروشان، *زمینی حدود ۲ هکتاری در نظر گرفته شد تا فروشندگان از حاشیه ورودی شهر به فضای مشخصی منتقل شوند با این حال، فاصله میان طرح و اجرای پایدار، باعث شد حضور دستفروشان در ورودی زرگان ادامه پیدا کند و در بخش‌هایی شکل ثابت‌تری به خود بگیرد.

 

اینجا عملکرد مدیریت پیشین قابل پرسش است: وقتی هم مسئله شناخته شده بود، هم برای آن طرح وجود داشت و هم زمین اختصاص داده شده بود، چرا ساماندهی به نتیجه‌ای پایدار نرسید؟ این پرسش بیش از آنکه متوجه شخص باشد، متوجه کیفیت و نتیجه مدیریت شهری در مواجهه با یک مسئله قدیمی است.

 

اما دستفروشی در اهواز یک تجربه تلخ دیگر هم دارد که نمی‌توان از کنار آن گذشت *حادثه زیتون کارمندی، حادثه‌ای، که علاوه بر عزل رضا امینی به عزل چند مدیر و مسئول شهرداری نیز منجر شد*

 

این حادثه، فارغ از روند و نتیجه بررسی‌های قضایی، نشان داد برخورد با مشاغل غیررسمی صرفاً یک عملیات اجرایی نیست. پشت یک بساط یا محل کسب ممکن است معیشت یک خانواده قرار داشته باشد و نحوه اجرای تصمیمات شهری می‌تواند پیامدهایی فراتر از مسئله سد معبر ایجاد کند.

 

قطعا این تجربه به معنای رها کردن دستفروشی نیز نیست. شهروندان حق دارند از پیاده‌روها و معابر عمومی ایمن و قابل استفاده برخوردار باشند و مدیریت شهری نیز مسئول حفظ نظم شهری است. در مقابل، خانواده‌هایی که درآمدشان به دستفروشی وابسته است نمی‌توانند صرفاً با یک تصمیم اجرایی، بدون داشتن جایگزین، از منبع درآمد خود محروم شوند.

 

*بنابراین مسئله را نباید در دوگانه «جمع‌آوری یا رها کردن» خلاصه کرد.*

 

راه‌حل، ساماندهی واقعی است؛ یعنی ابتدا جایگزین قابل استفاده ایجاد شود، بازارچه‌ها واقعاً فعال باشند، محل آنها برای فروشنده و خریدار مناسب باشد و پس از فراهم شدن این بستر، ضوابط مربوط به استفاده از معابر نیز با سازوکاری روشن و قابل پیش‌بینی اجرا شود.

 

اهواز امروز به تصمیمی نیاز دارد که هم حق شهروندان برای استفاده از فضای عمومی را ببیند و هم واقعیت معیشت دستفروشان را. تجربه زرگان نشان داده که زمین به‌تنهایی ساماندهی نیست و تجربه زیتون کارمندی نشان داد که شیوه برخورد نیز بخشی از مسئله است.

 

خیابان را می‌توان برای مدتی خالی کرد؛ اما مسئله زمانی حل می‌شود که دستفروش، پیش از جمع‌آوری، جایی برای رفتن داشته باشد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x