انتخاب متفاوت مدیرکل آموزشوپرورش خوزستان
خانهای که میتوانست محل سکونت باشد

*یک خانه سازمانی ۲۵۰ متری در کیانپارس، به جای استفاده شخصی، در مسیر راهاندازی درمانگاه تخصصی چشم ویژه فرهنگیان قرار گرفت* *طبق نظریه سلسلهمراتب نیازهای آبراهام مازلو،* هنگامی که نیازهای اساسی و امنیتی انسان تا حد قابل قبولی تأمین میشود، توجه او میتواند به سوی نیازهای *سطوح بالاتر* حرکت کند؛ نیازهایی مانند رشد، خودشکوفایی،
*یک خانه سازمانی ۲۵۰ متری در کیانپارس، به جای استفاده شخصی، در مسیر راهاندازی درمانگاه تخصصی چشم ویژه فرهنگیان قرار گرفت*
*طبق نظریه سلسلهمراتب نیازهای آبراهام مازلو،* هنگامی که نیازهای اساسی و امنیتی انسان تا حد قابل قبولی تأمین میشود، توجه او میتواند به سوی نیازهای *سطوح بالاتر* حرکت کند؛ نیازهایی مانند رشد، خودشکوفایی، معنا و *اثرگذاری* .
شاید بتوان یکی از جلوههای این نگاه را در تصمیمی دید که *ناصر علیفر، مدیرکل آموزشوپرورش خوزستان* ، درباره یک خانه سازمانی در کیانپارس اهواز اتخاذ کرده است؛ تصمیمی که در آن، یک *امکان سازمانی برای استفاده شخصی، به ظرفیتی برای ایجاد یک خدمت عمومی* تبدیل شده است.
خانهای حدود ۲۵۰ مترمربعی که میتوانست محل سکونت مدیرکل باشد، اکنون در مسیر *راهاندازی درمانگاه تخصصی چشم فرهنگیان قرار گرفته است* ؛ مرکزی که جامعه هدف آن، فرهنگیان، کارکنان، بازنشستگان و خانوادههای آنان هستند.
*از «داشتن» تا «اثر گذاشتن»*
از نگاه مازلو، انسان پس از تأمین نیازهای اساسی، میتواند به سمت رشد، خودشکوفایی و معنا حرکت کند؛ جایی که مسئله فقط «بیشتر داشتن» نیست، بلکه «بیشتر اثر گذاشتن» است.
. اگر این مفهوم را با احتیاط به عرصه مدیریت تعمیم دهیم، میتوان گفت تفاوت یک جایگاه مدیریتی فقط در میزان امکاناتی که در اختیار فرد قرار میدهد نیست؛ بلکه در نوع استفادهای است که از این امکانات برای حل مسائل دیگران میشود.
از همین زاویه، تصمیم علیفر درباره این ملک سازمانی را میتوان فراتر از یک تغییر کاربری دید؛ تغییر نگاه از « *امکان در اختیار من» به «ظرفیتی برای خدمت به دیگران».*
خانه سازمانی کیانپارس، به جای آنکه صرفاً یک امکان رفاهی برای مدیر باشد، در مسیر ایجاد مرکزی قرار گرفته که میتواند بخشی از نیازهای درمانی فرهنگیان و خانوادههای آنان را پاسخ دهد.
این تصمیم، یک پیام روشن درباره معنای مدیریت دارد: جایگاه مدیریتی زمانی ارزشمندتر میشود که امکانات آن، به حل مسئله و *ایجاد اثر عمومی* تبدیل شود.
شاید ارزشمندترین بخش این ماجرا، خودِ یک ساختمان ۲۵۰ متری نباشد؛ بلکه *نوع نگاهی باشد که پشت یک تصمیم مدیریتی قرار گرفته است؛* نگاهی که میان *«برخورداری از امکانات» و «اثرگذاری با امکانات»* تفاوت میگذارد.
و این تمایزی بزرگ ایجاد میکند که یک مدیر، ظرفیت در اختیار خود را نه فقط برای آنچه میتواند داشته باشد، بلکه برای آنچه میتواند برای دیگران بسازد ببیند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0